Inrooz.com
  سایت خبری حوادث روز

ads

Niksalehi.com

Hannover IT Limited - Domain and Host

NikBazar.com

آپیوندها

نیک صالحی

نیک بازار

نیک دانلود

نسل سوم

پرشین وی

نیک بلاگ

نیک جاب

نیک کلاب

هو دات آی آر

تجریش گیم

اینروز

درنا

دانستنی

آی آر پارت

مخصوص

تلاطم

ارگ ایران

فروشگاه تجریش

نیک نیوز

سایت روز

پارسی پیک

سینما تو ایران

سینما فور آی آر

سینما تو آی آر

پولک

تندرست

آی آر پارس

گالری عکس گالری سینما
سرويس آشپزخانه هدیه تهرانی
سرويس بهداشتي نیکی کریمی
مانيکور ناخن مهناز افشار
کارت عروسي بهرام رادان
دسته گل عروس پوریا پورسرخ
تاج عروس سمیرا مخملباف
کیف زنانه پوپک گلدره
کفش عروسي محسن مخملباف
گالری جواهرات فرهاد مهادیان
انگشتری یکتا ناصر
کیک عروسي مهتاب کرامتی
حلقه عروسي مسعود کیمیایی
لباس مجلسی گلشیفته فراهانی
لباس عروس محمد رضا فروتن
گالری دکوراسیون منزل امین حیایی
ماشین های برتر دنیا یکتا ناصر
گالری طلا و جواهرالات بهاره رهنما
گالری عکسهای هنری نیوشا ضیغمی
گالری عکسهای فانتزی بهنوش بختیاری
گالری شیفون عروس ماهایا پطروسیان
اتاق خواب محمد رضا گلزار
عروسک ستاره اسکندری
گالری والپیپر بهاره رهنما
گالری کفش عروس لعیا زنگنه
گالری تاج سر عروس حسام نواب صفوی
گالری دیدنی طبیعت هانیه توسلی
گالری کارت پستال لیلا اوتادی
گالری گلها لیلا حاتمی
کیک تولد و عروسی ترانه علیدوستی
گالری عکسهای حیوانات شیلا خداداد
گالری عکسهای خنده دار حمید گودرزی
گالری عکس بچه ها عکس بازیگران سینما

آخرین خبر های سراسر جهان

inroozha

مطالب جالب

طنز و سرگرمی

 

گفتگو با فريبا كامران [ March 10, 2005 ]

بهارك محمودي

منبع سینما دات کام

گفتگو با فريبا كامران
نمي‌خواهم به هر قيمتي بازي کنم

اولين بار تصوير اخم‌آلودش را در عكسي از فيلم «از كنار هم مي‌گذريم» به ياد مي‌آورم، بعد از آن چهره مهربانش را در «فرش باد» ديدم و بالاخره صداي صميمي‌اش را در اين گفتگوي تلفني شنيدم. اما فريبا كامران، به غير از اين سال‌هاست در عرصه تئاتر مشغول فعاليت بوده و بعد به عالم سينما قدم گذاشته است. آخرين كار صحنه او نيز «ايوانف» به كارگرداني احمد زنجانپور بوده است كه با استقبال فراواني روبه‌رو شد و عنوان پرفروش‌ترين تئاتر فصل را از آن خود كرد. به بهانه اكران «فرش باد» با او گفت‌وگويي انجام داديم كه مي‌خوانيد.

حالا كه اجراي «ايوانف» به پايان رسيده مشغول چه كاري هستيد؟
هيچ كار، فعلاً بي‌كارم و در حال استراحت.

چطور شد سر از تئاتر درآورديد؟
خوب، من اصلاً كارم را از تئاتر شروع كرده‌ام. سال‌ها در اين عرصه مشغول به كار بودم. فقط سال ۱۳۷۱ بود كه در سينما فيلم «جاده عشق» را به كارگرداني رجب محمدين كار كردم.

در اين كارنامه متنوع اما كمرنگ كار تلويزيوني هم وجود دارد؟
بله، خيلي كم. سال‌ها پيش در سريال «پهلوانان نمي‌ميرند» به كارگرداني حسن فتحي كار كردم. پيش از آن هم نقشي در سريال «همسايه‌ها» داشتم.

اين كم‌كاري يا به قولي گزيده‌كاري براي چيست؟
درست است كه كارهايم كم بوده اما متنوع است. اصراري ندارم به هر قيمتي بازي كنم. بيشتر عمر بازيگري من در تئاتر گذشته و در اين عرصه به طور متمادي فعاليت كرده‌ام. اين اواخر كه به كارهاي تصويري نزديك‌تر شده‌ام، فاصله‌ بين كارهايم هم بيشتر شده. خوب، خود شما بهتر مي‌دانيد كه در سينما سوژه‌هاي كه براي زنان وجود دارد بسيار محدود است و اين از مهم‌ترين دلايل كم‌كاري من به شمار مي‌رود.

متاسفانه مقوله هنر، به‌خصوص بازيگري، آن‌هم بازيگري تئاتر در ايران بسيار ريسك‌پذير و بي‌پشتوانه است. اين كم‌كاري حتماً پشتوانه اقتصادي ديگري طلب مي‌كند. آيا شما به غير از بازيگري به حرفه ديگري نيز داريد؟
راستش را بخواهيد من كارمند رسمي بانك هستم. هرچند به اين كار علاقه‌اي ندارم اما همين بي‌پشتوانه بودن و بي‌ثباتي حضور در سينما و تئاتر، مرا وادار به اين كار كرده.

پس جالب است كه با اين وجود باز هم تئاتر را ترجيح مي‌دهيد.
نه هر دو را دوست دارم. سينما به عنوان يك هنر و صنعت به ثبت تلاش يك بازيگر دست مي‌زند و همين باعث ماندگارتر بودن آن است. اما تئاتر هنر ناب است كه غنا و اصالت دارد و ما‌ه‌ها جسم و روح بازيگر را تومان در اختيار مي‌گيرد.

خوب پس با تعريفي كه بازيگر حرفه‌اي را قائل به امرار معاش از طريق اين حرفه مي‌داند، جور درنمي‌آييد. حال، در چنين جايگاهي دوست دارم بدانم آيا گمان مي‌كنيد كه روزي چهره فريبا كامران بر سردر سينماها به عنوان يك ستاره، باعث بالا رفتن فروش فيلم شود؟ اساساً با مفهوم "ستاره" در اين سينما موافقيد؟
هر چند اين مساله خيلي مهم نيست و تاكنون نيز پيش نيامده است. اما اگر اتفاق بيفتد هم دست رد به سينه آن نمي‌زنم و خودم را به دست جريان مي‌سپارم. ستاره‌سازي مستلزم يك سيستم درست تجاري است كه متاسفانه در مورد سينماي ايران اتفاق نيفتاده است. ما شرايط درست و متعادلي نداريم، در اين شرايط آدم‌ها درست سرجاي خود قرار نمي‌گيرند و ستاره شدن هم تصادفي مي‌شود.
اساساً "ستاره" مفهوم بدي نيست. در خارج اين مساله كاملاً طبيعي است و بعضي در واقع هنرمند ستاره هستند و از دانش و هوش لازم بازيگري برخوردارند اما در سينماي كليشه‌اي ايران كه اساساً شرايط طبيعي ندارد سيستم ستاره سازي اصولي نيست البته من قصد زير سوال بردن ذوق بسياري از همكارانم در اين عرصه را ندارم. واقع امر اين است كه ستاره بايد بر اساس توانايي‌ها و دانش و استعداد بازيگري‌اش ستاره شود كه متاسفانه ضعف شرايط در ايران عمر كوتاه بازيگري را كوتاه‌تر مي‌كند.

بعد از اين همه سوال فراموش كردم بپرسم اصلاً چگونه وارد عالم بازيگري شديد؛ تحصيلات آكادميك داريد يا به طور اتفاقي سر از اين رشته درآورديد؟
من از دوران دبيرستان به‌گونه‌اي سينما را دوست داشتم كه حتي واو مجله فيلم را هم جا نمي‌انداختم. اما رشته‌ام تجربي بود و به اصرار خانواده براي پزشكي درس مي‌خواندم تا اين‌كه روزي آگهي كلاس‌هاي آزاد بازيگري دانشگاه تهران را ديدم و فوراً ثبت‌نام كردم. اين‌گونه شد كه بعد از آن رشته خودم را كنار گذاشتم و هنر خواندم و با وجود اين اوضاع بي‌ثبات اصلاً از اين كار پشيمان نيستم.

آشنايي و تعلق خاطرتان به سينماي ايرج كريمي چگونه صورت گرفت؟ به غير از «از كنار هم مي‌گذريم» ظاهراً در دو فيلم بعدي او يعني «شب لطيف است» و «چند تار مو» نيز حضور داشته‌ايد.
قبل از شروع كار فيلم‌هاي كوتاه ايشان را ديده بودم كه واقعاً حيران ماندم و تعجب كردم كه چطور ممكن است كارگرداني با چنين ايده‌هاي نويي كمتر ديده شده باشد.

سينماي ايرج كريمي سينمايي كم‌مخاطب و به قولي متفاوت است مثلاً همين «از كنار هم مي‌گذريم» فيلمي كاملاً خاص بود كه مخاطب خاص خود را داشت.
بله، اما با وجود آن اكران محدود و اطلاع‌رساني ضعيف بازتاب خوبي داشت و من خوشحال بودم كه با وجود اين ويژگي تماشاگر به اصطلاح غيرحرفه‌اي سينما هم با آن ارتباط برقرار مي‌كند. بدون تعصب مي‌گويم؛ به نظر من «از كنار هم مي‌گذريم» فيلمي كاملاً ايراني، خاص و به‌دور از كليشه بود كه فيلمسازي چون كريمي ريسك ساخت آن را پذيرفت و موفق هم شد. او اين‌گونه فيلم ساختن را انتخاب كرده و اگر شرايط همراهي‌اش كند آن را ادامه خواهد داد.

از ژاله مدرن در «از كنار هم مي‌گذريم» تا فريباي سنتي در «فرش باد» فاصله زيادي وجود دارد. چگونه سعي در پر كردن اين فاصله و جا افتادن در هردوي اين موقعيت‌ها كرديد؟
خوب، من به عنوان بازيگر بايد خودم را به فضاي كلي كار نزديك كنم و چيزي را كه كارگردان از من مي‌خواهد اجرا كنم. ژاله در «از كنار هم مي‌گذريم» به عنوان زني امروزي كه خصوصياتي مدرن دارد، انسان سردي است كه با خود درگير است. به دليل خصوصيات فيلمنامه، بازيگر در اين نقش مجبور است دروني‌تر بازي كند چون از نظر فيزيكي قدرت مانور ندارد و همه نماها تقريباً بسته است و همين به نوعي محدوديت ايجاد مي‌كند. اما «فرش باد» اين‌گونه نبود. فيلمي معمولي و داستان‌گو بود كه چنين خصوصياتي نداشت. به‌هرحال حركت در مسير فيلمنامه صورت مي‌گيرد.

اين كمرنگي حضور فريبا در «فرش باد» و بازي در نقش شخصيتي، كه به عنوان يك زن معمولي و سنتي، كاملاً قابليت ناديده گرفته شدن در سينماي ايران را دارد، شما را نگران نكرد؟
كم بودن نقش مهم نيست، بي‌تاثير بودنش مهم است. بله، در طرح اوليه اين مشكل وجود داشت. اما با اعتمادي كه به گروه داشتم و تغييراتي كه فيلمنامه در طول كار كرد، شخصيت فريبا پررنگ‌تر شد و به نظرم مي‌رسد خوشبختانه نسبت به عادي بودن نقش چندان منفعل از آب درنيامده. به‌هرحال «فرش باد» فيلمي است كه شخصيت‌هاي متعددي دارد. شايد بيشتر از اين نمي‌شد روي يك نفر تاكيد كرد.



Posted by webmaster at March 10, 2005 06:58 PM | View: 3098


Copyright 2005 Inrooz.com , All Right Reserved