Inrooz.com
  سایت خبری حوادث روز

ads

Niksalehi.com

Hannover IT Limited - Domain and Host

NikBazar.com

آپیوندها

نیک صالحی

نیک بازار

نیک دانلود

نسل سوم

پرشین وی

نیک بلاگ

نیک جاب

نیک کلاب

هو دات آی آر

تجریش گیم

اینروز

درنا

دانستنی

آی آر پارت

مخصوص

تلاطم

ارگ ایران

فروشگاه تجریش

نیک نیوز

سایت روز

پارسی پیک

سینما تو ایران

سینما فور آی آر

سینما تو آی آر

پولک

تندرست

آی آر پارس

گالری عکس گالری سینما
سرويس آشپزخانه هدیه تهرانی
سرويس بهداشتي نیکی کریمی
مانيکور ناخن مهناز افشار
کارت عروسي بهرام رادان
دسته گل عروس پوریا پورسرخ
تاج عروس سمیرا مخملباف
کیف زنانه پوپک گلدره
کفش عروسي محسن مخملباف
گالری جواهرات فرهاد مهادیان
انگشتری یکتا ناصر
کیک عروسي مهتاب کرامتی
حلقه عروسي مسعود کیمیایی
لباس مجلسی گلشیفته فراهانی
لباس عروس محمد رضا فروتن
گالری دکوراسیون منزل امین حیایی
ماشین های برتر دنیا یکتا ناصر
گالری طلا و جواهرالات بهاره رهنما
گالری عکسهای هنری نیوشا ضیغمی
گالری عکسهای فانتزی بهنوش بختیاری
گالری شیفون عروس ماهایا پطروسیان
اتاق خواب محمد رضا گلزار
عروسک ستاره اسکندری
گالری والپیپر بهاره رهنما
گالری کفش عروس لعیا زنگنه
گالری تاج سر عروس حسام نواب صفوی
گالری دیدنی طبیعت هانیه توسلی
گالری کارت پستال لیلا اوتادی
گالری گلها لیلا حاتمی
کیک تولد و عروسی ترانه علیدوستی
گالری عکسهای حیوانات شیلا خداداد
گالری عکسهای خنده دار حمید گودرزی
گالری عکس بچه ها عکس بازیگران سینما

آخرین خبر های سراسر جهان

inroozha

مطالب جالب

طنز و سرگرمی

 

از کجا وام تهیه کنیم؟ [ April 30, 2005 ]

هموطن سلام :شنبه 10 ارديبهشت 1384 - ساعت 13:43

از هفت خان رستم هم سخت‎تر است، گذشتن از هفت خانی به نام گرفتن وام یا حتی خریدن آن.

از هفت خان رستم هم سخت‎تر است، گذشتن از هفت خانی به نام گرفتن وام یا حتی خریدن آن. اگرچه این روزها بخش اعظمی از آگهی‎های روزنامه‎ها به خرید و فروش وام اختصاص دارد؛ اما با توجه به بیکاری جوان‎ها و نبود پشتوانه مالی، این وام‎ها به دست آدم‎های پولداری می‎افتد که نسبت به قبل پولدارتر هم می‎شوند نه به دست یک جوان نیازمند.
* * *
معادله زیاد هم پیچیده نیست. آنها، فقط می‎خواهند اول زندگی بدهکار نباشند. پس تلاش می‎کنند و به هر دری می‎زنند تا بتوانند وام تهیه کنند. همین. بقیه‎اش آسان است. باید کار کنند تا بتوانند از پس قسط وام طولانی مدت برآیند. مشکل؛ اما اینجاست که کسی نمی‎خواهد وامی به جوان‎ها بدهد. جوانی که این وام حکم نان شب را دارد، برای خودش و خانواده احتمالی آینده‎اش.
پله به پله می‎رویم جلو. اول باید چند ماهی را وقت صرف کنید تا وام موردنظر پیدا شود. در این چند ماه، اصولا شما پول خرید بلیت اتوبوس را هم ندارید. چون نه کار و کاسبی دارید و نه پدرتان آنقدر متمول است که بتواند هر روز جیب شما را با چند تا اسکناس آبی رنگ- دو هزار تومانی- پر کند! ضمنا هر روز به دل مبارک صابون می‎زنید که این وام می‎تواند زندگی شما را از این رو به آن رو کند. خلاصه هر روز ضمیمه آگهی فلان روزنامه را تورق می‎کنید. چندین بسته، دو ریالی هم توی جیب می‎گذارید و قرق می‎کنید تلفن عمومی سر کوچه را. چون احیانا اگر کسی از افراد خانواده ببیند که با تلفن منزل دنبال کار می‎گردید، همان تلفن را توی سرتان خرد می‎کند حق هم دارند. هزینه تلفن بالاست! بگذریم. شما بالاخره بعد از کلی دوندگی و روی یک پا ایستادن و «واریس» گرفتن، وام موردنظر را پیدا کرده، با متصدی آن تماس می‎گیرید.
-چه مدارکی لازم است برای گرفتن این وام؟
این سوالی است که روی زبان شما حک شده و طوطی‎وار آن را تکرار می‎کنید.
منشی یا متصدی فروش این وام هر بار به شما حرف‎های تازه می‎زند.
_ متصدی فروش وام؟
این سئوالی است که از خودتان می‌پرسید و جوابش مثبت است. پس تا حالا فکر می‌کردید که وام مورد نظر را می‌توانید مثلا از بانک تهیه کنید؟ که در این صورت سخت در اشتباهید. شما فقط می‌توانید وام را بخرید و اما مدارک مورد نیاز. اول باید بگویید دنبال ضامن معتبر که اصولا یا باید کاسب باشد یا کارمند دولت. بعد هم فیش حقوقی او را باید ببرید تا وام را به نامتان صادر کنند. تا اینجای کار هم زیاد مشکلی نیست چون فرض بر این است که پدرتان کارمند باشد. پس شاد و خرم بر می‌گردید خانه و فرو می‌روید در یک دنیای ژله‌ای، شاید هم حبابی. با خودتان حتی لیست میهمانان شب عروسی را هم تنظیم می‌کنید. ماشین‌دار هم شدید (در خیال و رویا) و سه تا نقطه. در منزل هم منتظرند تا ببینند این شاهکاری که شما خلق کردید، چه شرایطی دارد. فیش حقوقی در کمتر از چند دقیقه حاضر است. پس می‌روید سر اصل مطلب که مبلغ بازپرداخت وام است. آن هم که قرار است از محل درآمدهای شما تامین شود! کدام درآمد؟ اینجاست که تازه معلوم می‌شود شما نه استطاعت خریدن وام را دارید و نه توانایی بازپرداخت آن را و این همان سوزنی است که به دنیای حباب گونه شما می‌خورد و آن را می‌ترکاند!
نوشتن در مورد گرفتن وام یا خرید آن، درست به اندازه گفتن و پرداختن به معضل بیکاری، کلیشه‌ای و کسالت آور شده، حتی اگر قرار باشد چاشنی طنز را نیز با آن مخلوط کنیم، باز هم حرف چندانی برای گفتن باقی نمی‌ماند. چندی پیش اعلام شد، از سوی بانک .... به فارغ‌التحصیلان رشته مهندسی کشاورزی تا سقف ... ریال وام پرداخت می‌شود. بعد از کلی این در و آن در زدن، متوجه شدیم، بازپرداخت این وام – در شرایطی که شما زمین کشاورزی و تمام امکانات آن را در اختیار داشته باشید که ندارید _ آنقدر سنگین است که اصولا کسی حوصله دنبال رفتن آن را ندارد. چون اصولا حکایت پرداخت وام به جوان‌ها همان قد خنده‌دار و مضحک شده که تحصیل در رشته‌ای چون آبیاری گیاهان دریایی!
اگر هم کسی پیدا شود که از پیشرفت کشورهای دیگر بگوید، فورا متهم می‌شود به جانب داری از آنها. ولی این طور نیست. مثلا همین چند روز پیش، در یکی از بخش‌های خبری 60 ثانیه، اعلام شد، دولت ژاپن برای پرورش فوتبالیست‌های حرفه‌ای، به منظور پشتوانه سازی برای تیم ملی، قرار است برای هر جوان و نوجوان چشم بادامی، مبلغ یک میلیون ین هزینه کند. حالا خودتان حساب کنید ببینید این سرمایه‌گذاری تا چه حدی فوتبال این سرزمین را متحول می‌کند. آنها تا چند سال پیش حتی خواب مساوی با ایران را نمی‌دیدند ولی الان... بگذریم.
در ایران اما قضیه پرداخت وام و سرمایه‌گذاری روی آینده جوان‌ها، اصولا برای کسی مهم نیست. فقط به این دلخوش هستیم که مثلا یک جوان وارد دانشگاه می‌شود. اصلا دانشگاه رفتن شده غایت آرزوهای یک جوان ایرانی. دیگر کسی به فکر این نیست که اگر کسی به پولی برای سرمایه‌گذاری احتیاج داشته باشد، از کجا باید آن را تهیه کند یا چه مبلغی را در ازایش پرداخت!



Posted by webmaster at April 30, 2005 07:33 PM | View: 1659


Copyright 2005 Inrooz.com , All Right Reserved