Inrooz.com
  سایت خبری حوادث روز

Hannover IT Limited - Domain and Host

NikBazar.com


پیوندها

نیک صالحی

نیک بازار

محصولات زناشویی

نیک دانلود

نسل سوم

پرشین وی

نیک بلاگ

نیک جاب

نیک کلاب

هو دات آی آر

نیک سایت

درناز

نیک دانلود

نیک لایو تی وی

یاب invisible


اینروز

درنا

دانستنی

آی آر پارت

مخصوص

تلاطم

ارگ ایران

فروشگاه تجریش

نیک نیوز

سایت روز

پارسی پیک

سینما تو ایران

سینما فور آی آر

سینما تو آی آر

پولک

تندرست

آی آر پارس

مطالب گذشته این بخش

 » رمالی اینترنتی
» زندگی با دایناسورها در قرن بیست و یکم
» راننده 6 ساله كودك خردسالي را كشت
» منع تعقيب براي مقصران حادثه كوهنوردي
» كشف 20 دستگاه خودروي مسروقه اوراقي
» 27 کشته یا زخمی در برخورد دو قطار
» واژگونی مرگبار اتوبوس گردشگران فرانسوی
» استقرار آتش ‌نشانان تهران در بوستان ‌ها
» ابتلای 150 دانش آموزبه آنفلوانزای خوکی
» راننده مست، خود و 4 نفر ديگر را كشت
» درگيري ميان قاچاقچيان و پليس مكزيك
» كشف بيش از 649 کيلوگرم ترياک
» شگرد سارق حرفه‌اي
» 57 قطعه از اشياي عتيقه در مخفيگاه
» تصادف رانندگي در شرق چين 4 كشته
» دوئل خونین زن وشوهر درخیابان
»
» راز سياه دختر 7 ساله
» متهمان ابتلاي مردی به ايدزروانه دادگاه شدند
» عقاب كيف صاحبش را ربود
» دختر مست انگشت مادرش را كند
» خودكشي ناموفق يك دانشجوي ارشد
» راز قتل دختر 20 ساله برملا شد
» شمار قربانیان آنفلوانزای خوکی
» بازداشت 2 برادر به جرم کشتن خواهر ناتنی
» بازداشت همسرکش 5 سال پس از جنایت
» شوهرکش دیه داد رضایت گرفت
» دستگیری 3 جانی در زابل
» مرا تنها نگذار
» برخورد با سايتهايي كه قصد كلاهبرداري دارند

 مطالب برگزیده
مطالب برگزیده

چرا ميگن که عشق کور است و ديوانگي هراه اوست ؟ [ June 16, 2005 ]

منبع : www.khalvat.com
با تشکر از : آزي

در زمانهاى بسيار قديم وقتى هنوز پاي بشر به زمين نرسيده بود فضيلت ها و تباهي ها همه جا شناور بودند
آنها از بي کاري خسته و کسل شده بودند.روزي همه فضايل و تباهي ها دور هم جمع شدند خسته تر و کسل تر از هميشه.ناگهان ذکاوت ايستاد و گفت: بياييد يک بازي بکنيم، مثلاً قايم باشک
همه از پيشنهاد او شاد شدند.ديوانگي فوراً فرياد زد:من چشم مي گذارم از آنجايي که هيچکس نمي خواست به دنبال ديوانگي بگردد، همه قبول کردند او چشم بگذارد ديوانگي جلوي درختي رفت و چشمانش را بست و شروع به شمردن کرد :1، 2 ،3
لطافت خود را بر شاخ ماه آويزان کرد،خيانت داخل انبوهي از زباله ها پنهان ....شد،اصالت در ميان ابرها پنهان شد، هوس به مرکز زمين رفت،طمع در داخل کيسه اي که خودش دوخته بود مخفي شد ديوانگي مشغول شمردن بود:79 ،80.همه پنهان شده بودند به جز عشق که مردد بود و نمي توانست تصميم بگيرد جاي تعجب هم نيست مي دانيم که پنهان کردن عشق مشکل است
در همين حال ديوانگي به پايان شمارش رسيد: 95 ،96
هنگامي که ديوانگي به 100 رسيد عشق پريد و در بين يک بوته گل سرخ پنهان شد ديوانگي فرياد زد:دارم مي آيم
اولين کسي که پيدا کرد تنبلي بود زيرا تنبلي،تنبليش آمده بود پنهان شود لطافت را يافت که به شاخ ماه آويزان بود،دروغ ته چاه،هوس در مرکز زمين يکي يکي را پيدا کرد به جز عشق
او از يافتن عشق نااميد شده بود
حسادت در گوشش زمزمه کرد که تو فقط بايد عشق پيدا کني واوپشت بوته گل رز است
ديوانگي شاخه ي چنگگ مانندي را از درخت کند و با شدت زياد و هيجان زيادي آن را در بوته فرو کرد دوباره،دوباره تا با صداي ناله اي متوقف شد عشق از پشت بوته بيرون آمد با دست هايش صورت خود را پوشانده بود و از ميان انگشت هايش قطرات خون بيرون مي زد شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بودند او نمي توانست جايي را ببيند،او کور شده بود
ديوانگي گفت:من چه کردم،چه کردم چگونه مي توانم تو را درمان کنم؟
عشق گفت:تو نمي تواني مرا درمان کني اگر مي خواهي کاري انجام کني راهنماي من شو

و از آن روز است که عشق کور است و ديوانگي همواره همراه او



Posted by webmaster at June 16, 2005 12:05 PM | View: 5711


Copyright 2005-2009 Inrooz.com , All Right Reserved