|
ads
|
|
|
|
آخرین خبر های سراسر جهان |
|
inroozha
|
|
ستاره ها در سينماى امروز ايران [ August 19, 2005 ]

iran:صنعت سينما و بازيگران محبوب نزد مخاطبان
صبا شادور
حالا ديگر داستان سينمايى كه در دهه شصت شكل گرفت و به نوعى تا نيمه هاى دهه هفتاد هم سعى فراوانى شد تا پابرجا بماند، داستان تازه اى نيست. نوعى سينماى بدون ستاره با تأكيد بر سينمايى كه همزمان در اروپاى شرقى هم شكل گرفته بود و مى خواست از هنرصنعت وجه صنعت را به كلى حذف كند. داستان مهاجرت برخى از بازيگران نزديك شده به سيماى يك ستاره هم در همين مقطع باز تازه نيست. بازيگرانى كه شايد بزرگترين حسرت در ميانشان سوسن تسليمى به عنوان مقتدرترين بازيگر زن اين سينما بود.
به هرشكل ستاره ها از اوايل دهه هفتاد به تدريج جاپاى خود را باز كردند اما اين سينماى متولدشده پس از دوم خرداد بود كه به يكباره ستاره سازى را به سينماى ايران وارد كرد. اين ستارگان جوان خيلى زود جاى بازيگر/ ستاره هايى چون ابوالفضل پورعرب يا جمشيد هاشم پور را گرفتند و تنها نيكى كريمى به عنوان موفق ترين بازيگر زن آن سال ها بود كه توانست جايگاهش را در سينماى تازه حفظ كند و حتى آن را ارتقا بخشد. از ۱۳۷۶ تاكنون يعنى در ۸ سال اخير بازيگران بسيارى پا به عرصه سينماى ايران گذاشته اند كه قرار بوده ستاره هاى اين سينما شوند اما وجه صنعتى سينما برخى از آنها را پس از يكى دوسال بى رحمانه كنار گذاشته و برخى ديگر هم عليرغم حضور مستمر نتوانسته اند جاى خود را در مقام يك ستاره تثبيت كنند. در نگاهى به اين روند ۸ ساله، با در نظر گرفتن دو پيش شرط به ۸ نام مى رسيم كه به دلايلى مى توان آنها را ستاره هاى اين سال هاى سينماى ايران ناميد. شرط اول ستاره شدن در نيمه دوم دهه هفتاد و در سال هاى رواج سينماى تين ايجرى است كه مثلاً حضور حيايى را در اين فهرست توجيه مى كند و شرط دوم تعلق اين ستارگان به سينماى جوانانه؛ كه براى همين مثلاً پرويز پرستويى را در اين جمع نمى گنجاند. نكته ديگر هم مثل هميشه به سليقه اى بودن نسبى انتخاب ها برمى گردد و اينكه با هر متر و معيارى، نام هاى متفاوتى مى توانند در اين فهرست حضور داشته باشند.
هديه تهرانى؛ در مقام فوق ستاره
با نقشى كوتاه در دوئل از اكران سال قبل و كاراكترى نه چندان به يادماندنى در جايى براى زندگى در اكران امسال، حضور پرفروغى بر پرده سينماها نداشته است اما اين شكل از حضور حاصل يك تصميم گيرى است. درواقع شايد جشنواره دو سال قبل يكى از اصلى ترين نقاط عطف حضور تهرانى در سينماى ايران باشد. سالى كه او در جشنواره فيلم دنيا را داشت؛ فيلمى كه به يك دليل در كارنامه اين چهره اثر بااهميتى است. دنيا در واقع براى حضور هديه تهرانى به عنوان يك ستاره ساخته شد؛ روندى كه در يكى دو سال اخير هم با فيلمى چون دختر ايرونى ادامه يافته است. از آن مقطع و پس از فروش از پيش تضمين شده دنيا، تهرانى ثابت كرد كه تنها فوق ستاره سينماى ايران در وجه اقتصادى اين سينماست. بازيگرى كه مى تواند تضمين بخشى از فروش يك فيلم باشد، اما اين همه آن چيزى نبود كه تهرانى به آن نياز داشت.
تهرانى پس از يك اوج گيرى مقطعى با دو فيلم مهم شوكران و كاغذ بى خط كه نشان از پتانسيل هاى بالاى بازيگرى اش داشت، در پى تثبيت موقعيت اول برآمده بود و همين او را از آن اوج پايين آورده بود اما مسير امسالش نشان مى دهد كه چهره متفاوتى از او در اكران سال بعد خواهيم داد. بازى در شبانه كه كار دو فيلمساز مطرح در عرصه فيلم هاى تجربى است و همچنين كار با بهمن فرمان آرا، بهروز افخمى و اصغر فرهادى نشان مى دهد كه تهرانى قصد دارد پس از تثبيت در جايگاه فوق ستاره سينماى جريان اصلى، جايگاهش در سينماى متفاوت و ميان روشنفكران را هم محكم كند و البته فراموش نكنيد كه او يك نقش مكمل به يادماندنى هم در «آبادان» مانى حقيقى بازى كرده است.
به وضعيت كنونى هديه تهرانى در سينماى ايران مى توان به دو شكل نگاه كرد. يكى بازيگرى كه حضورش در هر فيلم براى اقتصاد سينماى ايران و كارچرخانان اين سينما اهميت دارد و ديگر، بازيگرى كه همواره توانسته منتقدان و كارشناسان بازيگرى را به شگفتى وادارد. اتفاقى كه حتى ديدن يك پلان از بازى هايش در كاغذ بى خط يا شوكران نشان مى دهد كه كاملاً سريع و آسان به دست خواهد آمد.
ليلا حاتمى؛ محبوب تر از يك ستاره صرف
چهره اش را از اوايل دهه هفتاد به ياد مى آورديم ولى بازى اش در فيلم مهرجويى يك اتفاق بود. وقتى تصوير ليلا حاتمى با ليلاى مهرجويى روى پرده رفت، توجه خيلى ها را به خود جلب كرد. چهره آرام و معصوم حاتمى در ليلا، با كودكى اش در كمال الملك و آغاز سال هاى جوانى در دلشدگان به كارگردانى پدرش على حاتمى تفاوت محسوسى نداشت. او بعد از ليلا مدتى در سينما بازى نكرد تا شيداى كمال تبريزى با حضورش ساخته شد. نقش متفاوت حاتمى در آب و آتش نشان داد كه او مى تواند از پس نقش هايى به كلى دور از پرسوناى معصومش هم برآيد و حاصل اين بازى دريافت تنديس جشن خانه سينما بود. بازى هاى موفق او در فيلم هاى بعدى همچون ارتفاع پست، مرباى شيرين و ايستگاه متروك ادامه يافت.
نقش مستانه در مجموعه تلويزيونى كيف انگليسى يكى از بهترين نقش هايى بود كه ليلا حاتمى تاكنون بازى كرده. حاتمى سال گذشته بازى در فيلم سيماى زنى در دور دست به كارگردانى همسرش -على مصفا- را به پايان رساند و سپس در سالادفصل فريدون جيرانى و حكم مسعود كيميايى بازى كرد. از اين بين اولى اكران شده، دومى در همين يكى دوهفته به نمايش درمى آيد و سومى هم پاييز اكران خواهد شد. سه فيلمى كه تصويرى تازه از حاتمى را در اذهان به جا خواهد گذاشت. نقش او در «حكم» بى شك يك كليشه شكنى ديگر پس از آب و آتش براى حاتمى است. ليلا حاتمى اگرچه كاملاً يك ستاره نيست اما چهره معصوم و آرامش ظاهرى اش، تصويرى دوست داشتنى از او براى تماشاگر ساخته است كه سبب مى شود از محبوب ترين بازيگران اين سال ها باشد.
امين حيايى؛ پايان خوش
بايد به كلى ميان تصوير حيايى نيمه اول و نيمه دوم دهه هفتاد تفاوت قائل شد. امين حيايى بازيگر با استعدادى است. او حالا مدت هاست كه به يكى از پركارترين ستاره هاى سينماى ايران تبديل شده است. حيايى در سال هاى ابتدايى بازيگرى اش در سينما بيشتر در نقش جوان هاى منفى، خلافكار و حاشيه اى فيلم ها ظاهر مى شد اما حالا كه به پرده سينما مى نگريم، شاهد بازى هاى متفاوت او در فيلم ها هستيم كه ديگر نقش هاى پررنگ تر شخصيت هاى مثبت او را جزو ستاره هاى اول سينماى اين روزها كرده است. شايد شروع بازى هاى موفق حيايى با حضور در فيلم هاى سيروس الوند بود. جدا از هتل كارتن كه نقش كوچكى در آن داشت، در دست هاى آلوده و سپس مزاحم با اين كارگردان همكارى كرد. محبوبيت حيايى در كنار خسرو شكيبايى و ميترا حجار كاملاً به چشم آمد و توانايى هايش را ثابت كرد. تا اين كه در عروس خوش قدم و دختر ايرونى با دو گريم متفاوت در مقابل بازيگرانى همانند ماهايا پطروسيان و هديه تهرانى بيشتر از قبل به شهرتش افزوده شد. هنوز اين دو فيلم بر پرده سينما بودند كه حيايى دو نقش ديگر در دو فيلم كما و مهمان مامان داريوش مهرجويى را پذيرفت. كما فروشى غيرمنتظره داشت و مهمان مامان هم جدا از اعتبار هنرى، خوب فروخت. فيلمى كه در موقعيت تازه حيايى هم نقشى مهم را ايفا كرد.
حيايى در تلويزيون هم همواره موفق بوده است. مجموعه هاى آپارتمان، روزگار جوانى و همسايه ها با كاراكترهاى مختلف چهره ديگرى از او را به نمايش گذاشته كه توانايى هايش در اين رسانه را نشان مى دهد. او با اكران زن زيادى، شارلاتان و عروس فرارى همچنان پركار است و در ستاره هاى فريدون جيرانى هم حضورى متفاوت داشته. «شكلات» افشين شركت كه در آن حيايى نقش خودش را به عنوان يك ستاره بازى مى كند، ديگر فيلم آماده نمايش حيايى است.
محمدرضا فروتن؛ احياى دوباره
وقتى كارنامه محمدرضا فروتن را نگاه مى كنيم، شايد باورمان نشود كه اين بازيگر اولين حضور موفقش در يك مجموعه تلويزيونى باشد. مسعود كيميايى، فروتن را با مرسدس معرفى مى كند و اين معرفى، در ادامه او را تبديل به يك شمايل از جوان معترض نسلش مى كند. تصويرى كه البته خيلى دوام نمى آورد.
چهره فروتن همان سيماى مردانه اى بود كه كيميايى براى فيلم هاى جوانانه اش مى خواست. براى همين او را محور فيلم هاى خود كرد. حضور فروتن در فيلم هاى كيميايى دريچه اى براى به شهرت رسيدن اين بازيگر بود. حاصل نوع و جنس بازى فروتن با قرمز جيرانى البته بيشتر به چشم آمد و بلافاصله تهمينه ميلانى از اين فرصت استفاده كرد و براى كاراكتر حسن فيلم «دو زن» از او بهره گرفت. نزديكى نقش فروتن در اين دو فيلم، از او شخصيتى به وجود آورد كه مى توانست كليشه رفتارهاى عصبى همراه با احساس عاشق پيشگى را روى فروتن ماندگار كند. اما متولد ماه مهر، اعتراض و زير پوست شهر چند فيلم متفاوت اين بازيگر بودند. شب يلدا گونه اى ديگر از تجربه فروتن در يك فيلم با تنها يك بازيگر اصلى بود كه بايد با احساس خودش همبازى مى شد.
فروتن پس از يكى دو سال وقفه كه تنها سربازهاى جمعه را به عنوان فيلمى مهم در كارنامه داشت، سال گذشته پركار بود و حالا هم پياپى فيلم روى پرده دارد. مجردها، بازنده، باغ هاى كندلوس، به آهستگى، هشت پا و خاك سرد از جمله فعاليت هاى سال گذشته و امسال فروتن است. ضمن اينكه او به احياى دوباره با نوك برج كيومرث پوراحمد هم اميد فراوانى بسته است.
ميترا حجار؛ ستاره سوم
ميترا حجار اولين حضورش در سينما يك نقش فرعى در غريبانه احمد امينى بود كه تفاوت زيادى با دومين كارش فرياد ساخته مسعود كيميايى داشت. حجار زمانى پا به عرصه سينما گذاشت كه هديه تهرانى و نيكى كريمى دو ستاره روز سينما بودند. حجار در اعتراض و متولد ماه مهر براى بار دوم و سوم مقابل محمدرضا فروتن نقش آفرينى كرد. شايد بده بستان هاى اين دو بازيگر، آنها را تبديل به يك زوج سينمايى موفق كرد كه براى هر دوى آنها موفقيت هاى زيادى را به همراه داشت. نتيجه بازى هاى موفق حجار، سيمرغ بلورينى بود كه در جشنواره هفدهم فيلم فجر از آن خود كرد. او بعد از اين سيمرغ در جايگاه ستارگان سينماى ايران قرار گرفت.
كارنامه سال هاى اوليه حجار شامل فيلم هاى رخساره، شب هاى تهران، سگ كشى، مزاحم، قارچ سمى و فرارى است كه اغلب تجربه هاى خوبى با كارگردانان مهم سينما به شمار مى رود.
او بازى هاى متفاوتى در جنايت و ملاقات با طوطى انجام دادهرچند سفر سال گذشته اش به فرانسه سبب شد از جريان اصلى سينماى ايران دور شود. در بازگشت حجار مدتى سعى كرد تا جايگاه گذشته اش را به دست آورد و حاصل، بازى در شمارى فيلم تجارى همچون بازنده، اين ترانه عاشقانه نيست و رازها شد هرچند حجار با حضور در زمستان است به كارگردانى رفيع پيتز نشان داد كه دوست دارد موقعيت پيشين را بازيابد.
بهرام رادان؛ ستاره محبوب فيلمسازان مطرح
بهرام رادان با فيلم هايى همانند شور عشق، ساقى و آبى كارش را در سينما آغاز كرد. گرچه حضور رادان در مقابل فوق ستاره آن دوره يعنى هديه تهرانى قابل توجه بود، اما او هنوز راه زيادى براى حرفه اى شدن در پيش داشت. در واقع رادان با آواز قو تبديل به يك ستاره نسل سومى شد كه حالا ديگر به جز شهرت، نماد عصيانگرى و طغيان نسل جوان هم بود. رادان در آواز قو به مرزى از توانايى هاى بالقوه اش رسيد كه مسير آينده را هموار كرد. رز زرد و عطش هم از فيلم هاى نمونه اى همين دوره رادان بودند.
گاو خونى تجربه متفاوتى براى اين بازيگر بود كه بهروز افخمى با تمام وسواسى كه در كار داشت، او را براى نقش اول فيلمش انتخاب كرد و باعث تعجب خيلى ها شد. كاراكترى كه حضورش در مقابل دوربين اندك بود اما صداى او در تمام مدت شنيده مى شد و در دقايق حضور هم تكان دهنده بود. حضورش در سربازهاى جمعه در كنار محمدرضا فروتن و در كار با كارگردانى كه خيلى از بازيگران را وارد سينما كرده بود، چشم گير مى نمود.
حالا شايد بتوان گفت كه بازى رادان در فيلم هاى كارگردانان مطرح، او را جاافتاده تر و با تجربه تر از قبل كرده است. گيلانه رخشان بنى اعتماد از ديگر بازى هاى درخشان رادان بود. كاراكترى جدا از بازى هاى امروزى اش. نتيجه تمام اين بازى ها هم سيمرغ بلورينى بود كه در جشنواره بيست و دوم براى ديگر فيلمش در نقش محورى شمعى در باد به دست آورد. رادان سال قبل در چند فيلم بازى كرد كه از اين ميان رستگارى در هشت و بيست دقيقه به كارگردانى سيروس الوند روى پرده رفته و حكم به كارگردانى مسعود كيميايى هم به زودى اكران خواهد شد. دومين همكارى با كيميايى در قالبى باز هم متفاوت. رادان به تازگى نخستين همكارى اش با ابوالحسن داودى _تقاطع- را هم به پايان رسانده است. به نظر مى رسد تمايل رادان به حضور در آثار فيلمسازان مطرح جايگاه او را از آنچه كه اكنون هست نيز فراتر مى برد.
هانيه توسلى؛ ميان دو نوع سينما
اين شايد غريب ترين انتخاب مجموعه باشد اما هانيه توسلى بازيگر موفق جريان سينماى متفاوت است كه جايگاهش را در سينماى جريان اصلى هم به دست آورده و در ميان نسل جوان تر زنان سينماى ايران، بيش از همه فيلم هاى موفق در گيشه دارد.
هانيه توسلى بازيگرى را در زادگاهش همدان با تئاتر آغاز كرد و بعد از مدتى به تهران آمد. جيرانى قرار بود يكى ديگر از سه گانه هايش را بسازد. شباهت بى حد توسلى به كتايون رياحى در نقش يك دختر و مادر نقطه شروع بازيگرى حرفه اى او در سينما بود. البته توسلى پيش تر در فيلم كوتاه مهدى كرم پور روى جاده نمناك حضور در مقابل دوربين ۳۵ ميلى مترى را تجربه كرده بود و بعدتر با سريال غريبه در ميان طيفى از مردم نيز شناخته شد اما با شام آخر بود كه او در سينما به چهره بدل شد. همين توجه خاص به بازى او در شام آخر، محمدعلى سجادى را وادار كرد تا نقش اصلى اثيرى را به توسلى بدهد. نقشى متفاوت كه در كنار تمام خصوصيات بازيگرى اش نوعى ترس درونى را هم به نمايش مى گذاشت. اتفاقى كه كمتر در سينماى ايران براى يك بازيگر زن تاكنون افتاده بود؛ اما توسلى از پس نقش به خوبى برآمد.
شايد بتوان گفت كه توسلى در شب هاى روشن يكى از بهترين و متفاوت ترين نقش هايش را بازى كرد. نقشى كه توجه خيلى از كارگردانان را به سمت او برد. او در همان جشنواره گاهى به آسمان نگاه كن را هم داشت كه در فاصله اى كوتاه، بازى در اين دو نقش را تجربه كرده بود.
توسلى در اين مدت هرگز بازى در نقش هاى پيش پاافتاده را قبول نكرده و با وسواس زيادى نقش هايش را مى پذيرد. او سال گذشته نقش يك دختر جنوبى را در جايى براى زندگى به كارگردانى محمدبزرگ نيا بازى كرد و سپس در فيلم بلند نيكى كريمى يك شب حضور يافت. بازى در كافه ستاره به كارگردانى سامان مقدم نشان مى دهد كه توسلى به جايگاهش در سينماى بدنه هم اهميت مى دهد.
محمدرضا گلزار؛ در يك موقعيت استثنايى
جاى تعجب نيست كه حضور محمدرضا گلزار در سينما با فيلم هايى ضعيف آغاز شد. فيلم هايى كه جز چهره او را براى دليل ديگرى نمى خواستند. تنها در شام آخر بود كه جيرانى توانست تا حدودى اين نابازيگر را كنترل كند و از بازى او به نحوى بهره بگيرد كه با بقيه بازيگران فيلم همخوانى داشته باشد.
سام و نرگس، بالاى شهر پايين شهر، زمانه و چشمان سياه هيچ موقعيت تازه اى در كارنامه اين بازيگر پديد نياورد؛ تا اينكه در بيست و دومين جشنواره فيلم فجر بازى گلزار خيلى ها را متعجب ساخت. بازى او در بوتيك نويد از استعدادهاى درونى اين بازيگر مى داد. تاكنون هيچ كارگردانى نتوانسته بود همانند حميد نعمت الله از او بازى بگيرد. حالا اگر عشقى هم در بوتيك وجود داشت با بازى متفاوت گلزار بيشتر به چشم مى آمد. اكران بوتيك همزمان با اكران فيلم ديگر گلزار، كما نشان داد كه گلزار دوره جديدى در بازيگرى اش را آغاز كرده است. او زهر عسل و سيزده گربه روى شيروانى را به عنوان فيلم هاى پرفروش سال قبل برپرده داشت و سپس در گل يخ كيومرث پوراحمد بازى كرد كه اكرانى ناموفق داشت.
گلزار همچنان به دنبال موقعيتى است كه بتواند تمام توانايى هايش را به اثبات برساند. آنچه مسلم است گلزار ديگر بازيگرى نيست كه تنها چهره اش براى فيلم ها ملاك باشد و مى توان اميدوار بود كه شيوه بازيگرى او حالا تغيير كرده است.
Posted by webmaster at August 19, 2005 01:15 AM
| View: 1929
|
|