Inrooz.com
  سایت خبری حوادث روز

Hannover IT Limited - Domain and Host

NikBazar.com

Free counter and web stats
آگهی رایگان

آگهی رایگان شما

نیازمندیها : اتومبیل

نیازمندیها : املاک

نیازمندیها : خدمات

نیازمندیها : آموزش

نیازمندیها : لوازم

نیازمندیها : کامپیوتر

نیازمندیها : ارتباطات

نیازمندیها : بازار کار

نیازمندیها : صنعت

نیازمندیها : شخصی


پیوندها

نیک صالحی

نیک بازار

نیک دانلود

نسل سوم

پرشین وی

نیک بلاگ

نیک جاب

نیک کلاب

هو دات آی آر

نیک سایت

درناز

نیک دانلود

نیک لایو تی وی

یاب invisible


اینروز

درنا

دانستنی

آی آر پارت

مخصوص

تلاطم

ارگ ایران

فروشگاه تجریش

نیک نیوز

سایت روز

پارسی پیک

سینما تو ایران

سینما فور آی آر

سینما تو آی آر

پولک

تندرست

آی آر پارس


گالری عکس گالری سینما
سرويس آشپزخانه هدیه تهرانی
سرويس بهداشتي نیکی کریمی
مانيکور ناخن مهناز افشار
کارت عروسي بهرام رادان
دسته گل عروس پوریا پورسرخ
تاج عروس سمیرا مخملباف
کیف زنانه پوپک گلدره
کفش عروسي محسن مخملباف
گالری جواهرات فرهاد مهادیان
انگشتری یکتا ناصر
کیک عروسي مهتاب کرامتی
حلقه عروسي مسعود کیمیایی
لباس مجلسی گلشیفته فراهانی
لباس عروس محمد رضا فروتن
گالری دکوراسیون منزل امین حیایی
ماشین های برتر دنیا یکتا ناصر
گالری طلا و جواهرالات بهاره رهنما
گالری عکسهای هنری نیوشا ضیغمی
گالری عکسهای فانتزی بهنوش بختیاری
گالری شیفون عروس ماهایا پطروسیان
اتاق خواب محمد رضا گلزار
عروسک ستاره اسکندری
گالری والپیپر بهاره رهنما
گالری کفش عروس لعیا زنگنه
گالری تاج سر عروس حسام نواب صفوی
گالری دیدنی طبیعت هانیه توسلی
گالری کارت پستال لیلا اوتادی
گالری گلها لیلا حاتمی
کیک تولد و عروسی ترانه علیدوستی
گالری عکسهای حیوانات شیلا خداداد
گالری عکسهای خنده دار حمید گودرزی
گالری عکس بچه ها عکس بازیگران سینما

آخرین خبر های سراسر جهان

inroozha

مطالب جالب

طنز و سرگرمی

زوج های جوان

زنان پشت فرمان زندگى [ November 12, 2005 ]

ایران :غروب يك روز پاييزى در ميدان وليعصر منتظر تاكسى هستم جلوى پايم ترمز مى كند و مى گويد: ميدان فاطمى!
من به گمان اينكه آدرس مى پرسد مى گويم: مستقيم تشريف ببريد. مى گويد: مگر شما فاطمى نمى رويد؟ بياييد بالا، با تعجب سوار ماشين مى شوم. از سن و سال و ماشين اين زن به نظر نمى رسد كه مسافركشى كند. زن ديگرى به عنوان مسافر در صندلى جلو بغل دستش نشسته است.
دو پسر جوان ديگر هم به عنوان مسافر سوار ماشين مى شوند. هر دو با تعجب به يكديگر نگاه مى كردند. گويى نمى خواهند يا نمى توانند بپذيرند زنى پشت فرمان تاكسى نشسته و كار مى كند!
اگر معقولانه بينديشيم تلاشى صادقانه و آبرومندانه زنى براى تأمين معاش خانواده اش است. آيا بايد پذيرش و باورش سخت و تعجب برانگيز باشد؟!
كشمكش احساس تعجب و همچنين محق دانستن فعاليت هاى اجتماعى زنان در تمام عرصه هاى زندگى مرا وادار به اولين پرسش از او مى كند: خانم، ببخشيد شما تمام وقت با ماشين كار مى كنيد؟
با نفسى عميق پاسخم را مى دهد: از هفت صبح تا هشت شب. من سه تا بچه تحصيلكرده تحويل جامعه داده ام. آنها از من تقدير هم مى كنند. دزدى كه نمى كنم. من فكر خانوده ام هستم. شوهرم چند سال پيش فوت كرد و بار زندگى به دوش من افتاد. من هم نگذاشته ام بچه ها هيچگونه كم و كسرى در زندگى داشته باشند. وى ادامه مى دهد: دلم پر است. از اين اوضاع زندگى. بعد از سى سال كار و تلاش در اداره دولتى اكنون براى گذراندن امور زندگى مان مجبورم پشت فرمان بنشينم. آيا درست است؟ من كه سى سال از بهترين ساعات و لحظات زندگى ام، جوانى ام را در خدمات ادارى صرف شده، الان وضعيتم اين چنين باشد. از كاركردن ابايى ندارم. كار عار نيست! اصلاً كار جوهره انسان است. آيا صحيح است من در اين نابسامانى و تعليق دشوار زندگى روزمره آن هم بعد از سى سال كار و تلاش صادقانه گرفتار شوم.
در ايران امروز كه زنان همگام با مردان در بسيارى از عرصه هاى اجتماعى حضورى فعال داشته، توانسته اند توانايى خود را بروز دهند. براى اثبات حقانيت خود در عرصه اى نوپا و مدرن نياز به حمايت بيشتر دارند كه نه تنها عرصه را بر آنها تنگ نكند بلكه با تشويق ها و نشان دادن راههاى مناسب، حركت آنها را در رسيدن به جايگاهى بهتر و امن سريعتر كند.
با روند روبه رشد مدرنيزاسيون در جهان و موازى با آن افزايش مشاركت اجتماعى زنان در ايران به ويژه در دو دهه اخير، شاهد افزايش علاقه مندى زنان به رانندگى هستيم آن هم دقيقاً در شرايطى كه چندين دهه از عمر رانندگى در ايران گذشته است، اما آيا جامعه پرتضاد ما جامعه اى كه هنوز در چنبره بين سنت و تجددگرفتار است پذيراى اين علاقه مندى، اين توان بالفعل شده است؟ و اگر هم هست چه موانعى بر سر راه زنانى قرار دارد كه به ضرورت نيازهاى شهروند امروز بايد به فن رانندگى نيز مسلط باشد؟
فراموش نكنيم كه فعال بودن و حرفه اى تر شدن بانوان در فن رانندگى مى تواند مسؤوليت بسيارى از كارها را نيز از دوش مردان خانواده بردارد و مسير را براى استفاده بهينه از صنعت و تكنولوژى هموارتر كند.
در ايران، مردان از همان دوران نوجوانى و گاهى حتى پيش از آن با فن رانندگى آشنا مى شوند و به قول معروف در سالهاى آغاز جوانى دست فرمان خوبى پيدا مى كنند. واقعيت مسلم اجتماعى در ايران اين است كه در شرايطى كه مردان از كودكى و حتى از دو يا سه سالگى بر زانوى پدرشان مى نشينند و چرخانيدن فرمان را ياد مى گيرند و با ترس هايش وداع مى كنند، نه در كتاب هاى درسى، نه در برنامه هاى آموزشى و نه در رسانه ها تأكيدى بر ضرورت تسلط زنان به اين حرفه نشده است.
يكى از رانندگان زن كه گاه گاهى مسافركشى هم مى كند، مى گويد: من مجبورم براى تأمين مخارج خانواده ام كاركنم.
از او مى پرسم: از شغلت راضى هستى؟
زن مى گويد: نه در ترافيك شهر اعصابم به هم مى ريزد، اما مجبورم، چون شوهرم از صبح تا شب كار مى كند تا پول اجاره خانه را در بياورد. من هم كار مى كنم تا بچه هايم گرسنه نباشند. اما از رانندگان مرد گله دارم. اوايل عرصه را بر من تنگ مى كردند اما رفته رفته توانستم كار خود را عادى جلوه دهم و سختى را پشت سر بگذارم.
چه مسافرهايى سوار مى كنيد؟
- بيشتر خانم هاى جوان و يا ميانسال را سوار مى كنم.
يعنى تا به حال مسافر مرد سوار نكردى؟
- چرا فقط يك بار، اما آن مرد آنقدر مرا مسخره كرد كه ديگر از سواركردن مسافر مرد پشيمان شدم.
تا به حال تصادف كردى؟
- بله، دو سه بار اما به خودم هيچ آسيبى نرسيد.
تابه حال چند بار باعث تصادف بوده ايد؟
- هيچ! اما رانندگى در شهر تهران كار سختى است. به ويژه اگر مجبور باشى براى يك سرويس بيشتر با سرعت غيرمجاز بروى.
رفتار افسران راهنمايى و رانندگى با شما چگونه است؟
- خيلى احترام مى گذارند و هواى ما را دارند.
چندبار جريمه شده ايد؟
- خيلى كم. دقيق يادم نيست.
«افسران راهنمايى و رانندگى در مقابل تخلفات خانم ها انعطاف بيشترى نشان مى دهند و كمتر آنها را جريمه مى كنند!» اين حرف برخى از مردانى است كه وقتى پاى صحبت آنها مى نشينم شكوه دارند كه برخى از افراد پليس درمقابل تخلفات بين رانندگان زن و مرد تبعيض قائل مى شوند و افسران در مقابل زنان از جديت كمترى برخوردارند. اين مسأله با يك راننده زن كه مطرح مى شود معتقدند كه آنها چون تخلف نمى كنند نيازى به مداخله جدى پليس و يا افسر وجود ندارد و اصولاً وقتى قانون اجرا شود نيازى به تبعيض نيست.
شايد اگر كمى بدون اغماض به مسأله نگاه كنيم دلايل منطقى ترى را نسبت به عملكرد افسران با رانندگان زن پيدا مى كنيم: دلايلى نظير خونسردى، آرامش، رانندگى با احتياط و چند دليل ديگر كه باعث مى شود پليس و افسران دليلى براى جريمه آنها به دست نداشته باشند.
يك افسر راهنمايى و رانندگى معتقد است: «رانندگان زن نسبت به مردان در رعايت قوانين راهنمايى و رانندگى جدى تر ند و تصادفات منجر به فوت از طرف آنها كمتر است. به طور كلى رعايت قوانين از سوى زنان بيشتر از مردان صورت مى گيرد. به همين دليل رانندگان زن را به دليل نحوه صحيح رانندگى مى توان الگوى رانندگى سالم ناميد.»
يك كارشناس برنامه ريزى شهرى در اين باره مى گويد: «رعايت قوانين و مقررات، توجه به نظم و انضباط، آرامش و خونسردى و نيز احتياط، دقت هنگام رانندگى، رانندگى آرام و توجه به علائم ترافيكى، احترام به حقوق عابر پياده و رعايت سرعت مجاز از ديگر خصوصيات رانندگى زنان به شمار مى آيد.»
وى مى افزايد: «در صورت بروز تصادف غالباً زنان مقصر نيستند. برخوردهاى پرخاشگرانه اى كه پس از وقوع تصادفات از سوى برخى رانندگان سر مى زند در خانم ها سراغ نداريم.»
يك راننده تاكسى در اين مورد مى گويد: «در كلاف به هم پيچيده ترافيك تهران بارها شيوه رانندگى زنان را هدف قرار دادم و ديدم كه مسبب ترافيك بيشتر زنان هستند. گاهى يك راننده زن به خاطر وارد نبودن در فنون رانندگى باعث سدكردن راه مى شود كه گاهى يك خيابان بزرگ را هم مى بندد!»
خب مردان براى هر مشكلى زنان را بهانه مى دانند. كافى است دراين شهر بزرگ در همهمه دود و بوق و اتومبيل، يك راننده زن سرو كله اش پيدا شود تا براى مردان مسبب و بانى تمام مشكلات ترافيك تهران بزرگ شود.
رانندگى يك بازى است. يك بازى با هزاران بازيكن! كه چون قاعده بازى همواره در معرض شگردها، عكس العمل ها و رفتارهاى غيرمترقبه قرار دارد. اگر كسى علاوه بر شناخت قاعده بازى، آمادگى حادثه هاى غيرمترقبه را نداشته باشد بازنده است. در ايران اما قاعده بازى تحت الشعاع حوادث غيرمترقبه و به اصطلاح بازى هاى فى البداهه قرار دارد و در اين ميان روحيه محتاط زنانه تأثير خود را در رانندگى هم بروز خواهد داد. زنان كه بالفطره داراى طبعى آرام و محتاط هستند در مصاف با خطرات احتمالى يك رانندگى جسورانه و بى پروا، قدرت كنترل خود را از دست مى دهند و درواقع اصل توانايى رويارويى با اتفاق هاى غيرمترقبه را ناديده مى گيرند. مثلاً در شرايط سخت و پراضطراب ترجيح مى دهند مدت بيشترى در ترافيك، دود و صوت و اتومبيل منتظر بمانند تا راهى براى رهايى بيابند. زنان كمتر مى توانند از سرعت و ابتكار عمل استفاده كنند. در اين ميان مردان كه به واسطه آشنايى ديرينه شان با فن رانندگى از قدرت عمل بيشترى برخوردارند، حركت به قول خودشان لاكپشتى زنان در رانندگى را تاب نمى آورند و از آن به عنوان رفتارهاى ناشى از غيرحرفه اى بودن در رانندگى ياد مى كنند.
امروزه ديگر جايگاه زنان در جامعه تغيير كرده است. زنان هم بايد گام به گام مردانشان به سوى مشكلات زندگى بتازند. زنان هم بايد پشت فرمان زندگى بنشينند و آن را به جايگاههاى بهتر و به سوى خوشبختى ببرند و نبايد از بار مشكلات زندگى شانه خالى كنند.
گزارشى از: الهه فراهانى



Posted by webmaster at November 12, 2005 03:15 AM | View: 1584


Copyright 2005 Inrooz.com , All Right Reserved