|
|
|
نفس های مردی که درکارخانه خون ریخت [ December 21, 2006 ]
ایسکانیوز ـ مردی که در یک کارخانه تولید کولر و بخاری تهران ، همکارش را به دنبال خشم آنی کشت امروز به مرگ محکوم شد.
به گزارش خبرنگار گروه حوادث ایسکانیوز، بامداد 3 مهر 84 درگیری دو کارگر کارخانه ... در محور مخصوص کرج به خون کشیده شد و پلیس تهران وقتی به آنجا رفت با جنازه علیرضا 45 ساله رو به رو شد. او بر اثر برخورد چوب به سرش از پا درآمده بود و بازپرس کشیک دادسرای جنایی تهران، خیلی زود خود را به قربانگاه رساند و پس از تحقیق مقدماتی دستور بردن جنازه به پزشکی قانونی را صادر کرد.
در آن میان، ایوب 53 ساله که همکار علیرضا بود با توجه به شهادت شاهدان عینی تحت بازجویی قرار گرفت و بدون هیچ مقاومتی به آدمکشی اعتراف کرد. گزارش ایسکانیوز می افزاید: در پی تکمیل تجسس ها و بازسازی صحنه جرم، پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری تهران فرستاده و قرار شد ایوب محاکمه علنی شود.
در نشست رسیدگی به این پرونده که سه شنبه هفته جاری در شعبه 71 دادگاه کیفری تهران، به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی برگزار شد، خاکی – نماینده دادستان – برای ایوب تقاضای اشد مجازات کرد و سپس سه فرزند علیرضا نیز برای قاتل پدرشان حکم مرگ خواستند.
سپس قاضی عزیز محمدی از چهارنفر از کارگران کارخانه که جنایت را دیدهاند، خواست تا یک به یک سوگند یاد کنند و به تشریح جزییات درگیری بپردازند.
اسماعیل 30 ساله وقتی درجایگاه ویژه قرار گرفت، گفت: صبح آن روز صدای داد و فریاد شنیدم و متوجه درگیری لفظی ایوب و علیرضا شدم. علیرضا یک جعبه برداشت و به سمت ایوب انداخت. آن لحظه ایوب هم چوب 5/1 متری به دست گرفت و بر سر علیرضا کوبید و ...
همچنین سه نفر دیگر از شاهدان، گفتههای همکارشان را تایید کردند و ایوب را عامل جنایت خواندند.
رییس شعبه 71 از مجرم 53 ساله خواست در جایگاه ویژه قرار بگیرد و به دفاع از خود بپردازد. ایوب اظهار داشت: من و علیرضا سالها با هم کار میکردیم و هیچ مشکلی نداشتیم، روز پیش از جنایت اما در نوبت دریافت غذا ایستاده بودم که دستم ناخواسته به صورت او خورد و فحاشی کرد.
تبهکار میانسال ادامه داد: صبح روز بعد زمانی که سرگرم پوشیدن لباس کارم بودم، علیرضا به من حمله ور شد و یک جعبه آهنی به سمتم پرت کرد. جاخالی دادم ولی علیرضا میخواست با میله آهنی مرا بزند که فقط برای دفاع از خودم چوب را از زمین برداشتم.
در این هنگام قاضی عزیز محمدی به ایوب گفت: هیچ یک از شاهدان ندیدهاند علیرضا میلهای در دست داشته باشد؛ در این باره چه توجیهی داری؟ مجرم توضیح داد: چیزی خاطرم نیست، فکر میکنم علیرضا با میله قصد زدن مرا داشت. گزارش ایسکانیوز اضافه میکند: با پایان دفاع ایوب، قاضی عزیز محمدی و چهار مستشارش شعبه 71 دادگاه کیفری تهران وارد شور شدند تا باتوجه به مدرکهای موجود برای ایوب حکم مرگ صادر کردند ، این حکم تا 20روز قابل اعتراض است.
Posted by webmaster at December 21, 2006 12:55 AM
| View: 149
|
|