|
سميه يک قرباني است، او را نجات دهيم [ November 14, 2007 ]
ناصر قاسم زاد* روزهاي گذشته اخبار و گزارش هاي متعددي را درباره سميه، دختر جواني که به اتهام قتل پسر مورد علاقه اش در زندان به سر مي برد در روزنامه اعتماد خوانديم و شاهد بوديم که مردم نيکوکار در تماس با روزنامه براي کمک به اين دختر که با پرداخت ديه از مرگ نجات مي يابد اعلام آمادگي کردند. در رابطه با زندگي و شرايط روحي و رواني سميه قبل، هنگام و بعد از ارتکاب جرم چند نکته حائز اهميت است و بايد به آنها توجه داشت. سميه دختري از يک خانواده فقير و روستايي است که پس از مهاجرت به تهران در يک بيمارستان به عنوان پرستار مشغول به کار شده و مخارج پدر و مادر بيمارش را تامين مي کرده است. او در چنين شرايطي درگير يک قضيه عاطفي مي شود و به اميرحسين - مقتول - دل مي بندد. اميرحسين پسري بود که خانواده وي نيز وضع مالي چندان مناسبي نداشتند و اين نشان مي دهد سميه که فردي نيازمند بوده و در خط فقر خانواده خودش سير و خانواده اش را حمايت مي کرده از دوستي با اين پسر به دنبال اهداف مالي نبوده و اين ماجرا براي وي يک عشق و درگيري عاطفي صرف بوده است. دختري در شرايط خانوادگي و مالي سميه، پس از آنکه خانواده اش را به ناچار ترک و به تهران مهاجرت مي کند کمبود محبت را با خودش يدک مي کشد به همين خاطر او به امير حسين به عنوان يک منبع عاطفي متصل مي شود و وي را پشتيبان خود قرار مي دهد تا از لحاظ عاطفي مورد حمايت قرار بگيرد، اما ناگهان پشتوانه وي از بين مي رود و اميرحسين تصميم مي گيرد به رابطه اش با او خاتمه دهد. در اين اوضاع به سميه که نه خانواده يي محکم و نه وضع مالي بسامان داشته ضربه عاطفي شديدي نيز وارد مي شود و او از لحاظ روحي در اضطرابي شديد قرار مي گيرد. دختر جوان در شرايطي که دچار تنش عصبي بالايي شده و فشار رواني زيادي به وي وارد مي شود دست به اقدامي ناخواسته مي زند که نتيجه اش مرگ اميرحسين است. بي شک با توجه به وضعيت زندگي و شرايط روحي و رواني سميه وي با طرح و برنامه ريزي قبلي پسر مورد علاقه اش را نکشته است. هنگام وقوع حادثه آن دو مشغول گفت وگو بودند و سميه اميدوار بود در اين صحبت ها اميرحسين را راضي به تداوم رابطه و ازدواج کند بنابراين به هيچ وجه قصد نداشته عملي انجام دهد که پسر مورد علاقه اش از بين برود. ضمن اينکه سميه پس از مجروح شدن اميرحسين به سرعت او را به بيمارستان مي رساند و اين موضوع نيز تاکيدي بر ناخواسته و اتفاقي بودن اين حادثه است. در نهايت سميه دستگير، محاکمه و به قصاص محکوم مي شود، اما اولياي دم مقتول با گذشت خود اين فرصت را به دختر جوان مي دهند که با پرداخت ديه از قصاص رهايي يابد. در حالي که با توجه به گذشت خانواده اميرحسين، شرع و قانون اين فرصت را به سميه داده است تا از حق حيات دوباره برخوردار شود بي شک کمک مردم در نجات سميه نقش بسيار مهمي دارد. در اين ميان ممکن است برخي از افراد در ذهن خود سميه را يک قاتل بدانند حال آنکه هيچ کدام از ما در شرايط اين دختر قرار نداشتيم و حتي خودمان را در موقعيت او تصور نمي کنيم. اگر کمي به شرايط اين دختر بينديشيم متوجه مي شويم که سميه خود يک قرباني است. بي شک او اکنون به اندازه پدر و مادر اميرحسين از نظر رواني دچار رنج، ناراحتي و عذاب وجدان است چرا که پسر مورد علاقه اش را که قصد داشته با وي ازدواج کند از دست داده است. بنا بر آنچه که ذکر شد کمک به سميه امري خداپسندانه است و اميدوارم با تلاش نيکوکاران اين دختر جاني دوباره بگيرد. *روانشناس اعتماد؛افرادي که تمايل دارند با کمک هاي خود سميه را از مرگ نجات دهند مي توانند با گروه حوادث روزنامه اعتماد با شماره 22885977 تماس بگيرند. Posted by niksalehi at November 14, 2007 01:00 PM | View: 329 |
|
Copyright 2005-2008 Inrooz.com , All Right Reserved