|
|
افشاي راز 36 ساله دختر سرراهي [ May 10, 2008 ]
اعتماد- زني پس از 36 سال زندگي همراه با والدين و برادرش با فوت پدر متوجه شد يک دختر سرراهي بوده و تمام اين مدت با پدر و مادر ناتني خود زندگي مي کرده است.به گزارش خبرنگار ما اين راز پس از آن برملا شد که مردي به نام علي جان باخت و همسر وي با مراجعه به شعبه 261 دادگاه خانواده اعلام کرد دخترش در واقع فرزند او نيست و نبايد سهمي از ارثيه علي به وي برسد. اين زن که محبوبه نام دارد در تشريح ماجرا گفت؛ 36 سال قبل در حالي که سه سال از ازدواج من و علي مي گذشت به خاطر اينکه توانايي بچه دار شدن نداشتم به شوهرم پيشنهاد دادم حضانت نوزادي را برعهده بگيريم. علي که با پيشنهاد من موافق بود تلاش خودش را در اين زمينه به کار گرفت اما پس از طي مراحل پيچيده اداري پرورشگاه از دادن بچه به ما خودداري و اعلام کرد ما شرايط لازم را براي حضانت اطفال بي سرپرست نداريم. درست در آخرين روزي که من و علي به پرورشگاه رفتيم و جواب قطعي منفي دريافت کرديم حادثه يي خوشايند زندگي مان را دگرگون کرد. آن روز به محض خروج ما از پرورشگاه مردي که يک نوزاد را در آغوش گرفته بود جلو آمد و با اطلاع از مشکل ما نوزاد را به شوهرم داد و گفت مادر اين دختر هنگام زايمان فوت شده و خود وي نيز توانايي نگهداري از طفل را ندارد. به اين ترتيب بدون هيچ دردسري ما نگهداري از آن دختر را قبول کرديم و اسمش را ليلا گذاشتيم و براي وي شناسنامه گرفتيم. ليلا به زندگي ما رنگي تازه بخشيد و تمام توجه من و شوهرم به اين کودک بود تا اينکه وي 6 ساله شد.محبوبه ادامه داد؛ آن زمان بود که من خودم باردار و صاحب فرزندي پسر شدم. بعد از تولد امير تلاش من و شوهرم اين بود که بين او و ليلا تفاوتي قائل نشويم. رفتار ما با هر دو کودک به گونه يي بود که ليلا به هيچ وجه متوجه نشد فرزند ما نيست. در اين ميان هرچه امير بزرگ تر مي شد مهر و محبت من نيز نسبت به وي فزوني مي گرفت و هرچه تلاش مي کردم نمي توانستم خودم را قانع کنم که نبايد فرقي بين او و پسر خودم بگذارم. به هر حال در تمام اين سال ها راز ليلا در سينه علي و من محبوس ماند و هيچ کدام حرفي در خصوص سرراهي بودن اين دختر نزديم تا اينکه چندي قبل شوهرم فوت شد و مساله شکل تازه يي به خود گرفت. اين بار بحث ارثيه در ميان بود و من نمي خواستم پولي که حق من و پسرم است به ليلا برسد چون با ارثيه علي، پسرم مي توانست به زندگي اش رونق ببخشد و اگر مجبور مي شد بخشي از آن را به خواهر ناتني اش بدهد ديگر نمي توانست بهره زيادي از ارثيه ببرد. وقتي موضوع را با چند وکيل و مراجع قانوني در ميان گذاشتم همگي به يک نکته اشاره کردند و گفتند از آنجا که براي ليلا به نام شوهرم شناسنامه گرفته شده است هيچ راهي براي محروم کردن وي از ارث وجود ندارد مگر اينکه به دادگاه مراجعه و ادعايم را ثابت کنم. پس از طرح اين شکايت ليلا به دادگاه احضار شد و در حالي که باور نمي کرد علي و محبوبه والدين اصلي او نيستند و در تمام اين 36 سال راز بزرگي از وي پنهان شده بود، پذيرفت براي انجام مراحل قانوني اثبات نسب به پزشکي قانوني مراجعه کند. Posted by webmaster at May 10, 2008 02:22 AM | View: 696 |
|
Copyright 2005 Inrooz.com , All Right Reserved