Inrooz.com
  سایت خبری حوادث روز

Hannover IT Limited - Domain and Host

NikBazar.com


پیوندها

نیک صالحی

نیک بازار

محصولات زناشویی

نیک دانلود

نسل سوم

پرشین وی

نیک بلاگ

نیک جاب

نیک کلاب

هو دات آی آر

نیک سایت

درناز

نیک دانلود

نیک لایو تی وی

یاب invisible


اینروز

درنا

دانستنی

آی آر پارت

مخصوص

تلاطم

ارگ ایران

فروشگاه تجریش

نیک نیوز

سایت روز

پارسی پیک

سینما تو ایران

سینما فور آی آر

سینما تو آی آر

پولک

تندرست

آی آر پارس

مطالب گذشته این بخش

 » رمالی اینترنتی
» زندگی با دایناسورها در قرن بیست و یکم
» راننده 6 ساله كودك خردسالي را كشت
» منع تعقيب براي مقصران حادثه كوهنوردي
» كشف 20 دستگاه خودروي مسروقه اوراقي
» 27 کشته یا زخمی در برخورد دو قطار
» واژگونی مرگبار اتوبوس گردشگران فرانسوی
» استقرار آتش ‌نشانان تهران در بوستان ‌ها
» ابتلای 150 دانش آموزبه آنفلوانزای خوکی
» راننده مست، خود و 4 نفر ديگر را كشت
» درگيري ميان قاچاقچيان و پليس مكزيك
» كشف بيش از 649 کيلوگرم ترياک
» شگرد سارق حرفه‌اي
» 57 قطعه از اشياي عتيقه در مخفيگاه
» تصادف رانندگي در شرق چين 4 كشته
» دوئل خونین زن وشوهر درخیابان
»
» راز سياه دختر 7 ساله
» متهمان ابتلاي مردی به ايدزروانه دادگاه شدند
» عقاب كيف صاحبش را ربود
» دختر مست انگشت مادرش را كند
» خودكشي ناموفق يك دانشجوي ارشد
» راز قتل دختر 20 ساله برملا شد
» شمار قربانیان آنفلوانزای خوکی
» بازداشت 2 برادر به جرم کشتن خواهر ناتنی
» بازداشت همسرکش 5 سال پس از جنایت
» شوهرکش دیه داد رضایت گرفت
» دستگیری 3 جانی در زابل
» مرا تنها نگذار
» برخورد با سايتهايي كه قصد كلاهبرداري دارند

 مطالب برگزیده
مطالب برگزیده

در جست وجوى «آيسان» [ July 24, 2008 ]
ایران-اينجا سرزمين مادرى من است؛ تبريز. سرزمينى كه با برادرم «محمد جعفرى قدس» در آن قد كشيديم. مى خواستيم بعد از ازدواج محمد و «آزيتا» به روزهاى روشن برسيم كه نشد. آبان سال ۷۱ برايمان تلخ آمد و تلخ تر هم رفت. دست تقدير با تمام توان خود به زندگى آرام محمد چنگ انداخت و ناباورانه او را از ما گرفت. تازه ۱۶ ماه از ازدواج برادرم و همسرش مى گذشت كه خبر آوردند محمد تصادف كرده و براى هميشه تنهايمان گذاشته است. در آن روزهاى بهت آور، تنها نگاه اميدوارمان به فرزند به دنيا نيامده برادرم بود. كودكى كه در ارديبهشت سال ۷۲ چشم گشود. «آيسان» آمد و بوى محمد را برايمان آورد. مادر بعد از مرگ برادرم كمتر مى خنديد اما وقتى از تهران خبر آوردند كه آيسان به دنيا آمده از خوشحالى در پوست خود نمى گنجيد. تمام اقوام پدرى آيسان در تبريز زندگى مى كردند. «آزيتا» همسر برادرم اهل بندرانزلى و ساكن تهران بود. تا دو سالگى آيسان كوچولويمان را مى ديديم. دلمان خوش بود تا آخر تنها نشان برادرمان مرهم دلتنگى هايمان مى شود. آخرين بارى كه عروسمان بچه را به سرزمين پدرى اش آورد برايشان بليت هواپيما گرفتيم و راهى تهران شدند. آن زمان «آزيتا» از ما اجازه گرفت و دوباره ازدواج كرد اما بى خبر خانه شان را عوض كرد و رفت. روزها گذشت. ديگر هيچ نشانى از عروس و برادرزاده مان پيدا نكرديم. حالا چند سالى است كه من، مادرم و تمام خانواده چشم به پنجره كوچك خانه دوخته ايم. كاش آزيتا مى دانست چقدر دلمان هواى او و آيسان را دارد. نمى دانم از سال هزار و سيصد و چند تا به حال دلگرفته و دلتنگم اما اين را خوب مى دانم كه اگر روزى آيسان را در خيابان ببينم، مرا نمى شناسد و اين معناى واقعى مرگ خاطرات من است. از آنجا كه عروسمان اهل بندرانزلى است شايد «آيسان» ما حالا در اين بندر، تهران و يا تركيه روزهايش را مى گذراند. چند بار به خانه قديمى شان در تهران رفته ايم اما همسايه ها خبرى از آنها ندارند. مادرم چند روز پيش گفت دلم مى خواهد يك بار ديگر آيسان را ببينم. از حدود ۱۴ سال پيش خواننده بخش «جويندگان عاطفه» روزنامه ايران هستم. به همين خاطر چراغى در دلم روشن شد. ندايى در قلبم مى گويد: دوباره آيسان به محل زندگى پدرى اش برمى گردد. ما هم چشم به راه آن روزيم. اگر از گمشده ما خبرى داريد با شماره تلفن ،۸۸۷۶۱۶۲۱ گروه حوادث روزنامه ايران تماس بگيريد.



Posted by webmaster at July 24, 2008 06:59 AM | View: 228


Copyright 2005-2009 Inrooz.com , All Right Reserved